پرینت

سود دامداران بیشتر است یا صنایع لبنی؟کارشناسان و دست اندرکاران بخش شیرولبنیات کشور براین باور استوارند که افزایش 5 باره قیمت شیرخام و به تبع آن محصولات شیری از سال گذشته تاکنون ریشه در اجرای نادرست قانون هدفمندکردن یارانه ها و بی تدبیری مسئولان ذیربط دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، افزایش قیمت شیرخام و به تبع آن افزایش قیمت انواع محصولات لبنی همواره به عنوان یکی از چالش‌های سبد غذایی خانوار ایرانی مطرح بوده است. ریشه یابی دلایل گرانی و افزایش قیمت شیرخام و لبنیات دارای دلایل مختلفی از جمله "اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها، کمبود تولید شیرخام و افزایش قیمت نهاده ها" بوده است.

روند افزایش بی رویه قیمت محصولات شیری که از تابستان سال گذشته به صورت نامحسوس آغاز شد، از ابتدای سال جاری شدت گرفت به گونه ای که پس از گذشت چندماه در اوایل شهریورماه امسال در سکوت خبری به یکباره روند افزایش قیمت این محصولات شیب تندی به خود گرفت و هیچ مقام مسئولی هم در این باره پاسخگو نبود.

هنگامی که از مسئولان صنایع لبنی سئوال می شد که چرا قیمت لبنیات افزایش یافته است، آنان تقصیر را بر گردن دامداران می انداختند و می گفتند دامداران به ما شیرخام را گران می فروشند و ماهم مجبوریم برای اینکه متضرر نشویم قیمت محصولات شیری خود را افزایش دهیم.

از سویی دیگر، دامداران هم برای دفاع از اقدام خود می گفتند که قیمت نهاده ها افزایش یافته است و ما مجبوریم برای اینکه خسارتی به ما وارد نشود، قیمت شیرخام خود را افزایش دهیم. این اظهارنظردرحالی است که برای نخستین بار در تاریخ سازمان تعزیرات با دامداران برخورد قهری کرد به طوری که برخی از آنان را محکوم به پرداخت جرائم نقدی کردند.

از زمستان سال 89 تاکنون 5 بار به صورت رسمی قیمت شیرخام و به تبع آن قیمت لبنیات در بازار افزایش یافته است. درهمین راستا، خبرگزاری مهر پیرامون نوسانات شدید قیمت محصولات لبنی در بازار نشستی را با دست اندرکاران این بخش برگزار کرده است که بخش نخست آن در پی می آید؛

* خبرگزاری مهر: دلایل نوسان نرخ لبنیات در کشور چیست؟

-رضا باکری دبیر انجمن صنفی تولیدکنندگان فرآورده‌های لبنی ایران : آثار اجرای طرح هدفمندی یارانه ها بتدریج روشن شده است. برآوردهای اولیه حاکی از آن بود که اجرای طرح حداکثر 15 درصد روی هزینه های تولید اثر خواهد داشت . صنعت هم با توجه به اینکه اجرای طرح را در کشور ضروری می دانست همکاری خود را اعلام کرد و در آبانماه 89 تفاهم نامه ای با سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان امضاء کرد تا در ماههای اولیه اجرای طرح هیچگونه افزایش قیمتی نداشته باشد تا دولت بتواند براحتی طرح را اجرا کند.

اجرای طرح هدفمندی یارانه ها علاوه بر آثار مستقیم در بخشهایی مانند انرژی تأثیرات بزرگتری بدنبال داشته که تأثیر آن بر قیمت تمام شده بسیار زیاد بوده است. هزینه های بخشهایی مانند شیرخام ، مواد اولیه ، بسته بندی ، حمل و نقل  و دستمزد و سوخت و آب و برق خیلی بیشتر از پیش بینی ها افزایش یافت.

قطع یارانه شیر خانوار از موضوعات دیگری بود که بازار شیر را بشدت تحت تأثیر قرار داد.اتفاق عجیبی که پس از قطع یارانه شیر خانوار افتاد موضوع میزان عرضه شیر خام به بازار بود. هنگام قطع یارانه ها همه نگران سرنوشت 3/2 میلیون تن شیر خام مورد استفاده در تولید و عرضه شیر یارانه ای بودند . بسیاری معتقد بودند که بر اثر این اتفاق دامداران بدلیل عدم جذب شیر خام دچار زیان خواهند شد. اما دقیقا از تیرماه 90 و همزمان با قطع شیر یارانه ای بازارر شاهد کمبود عرضه شیرخام بود. در واقع تعادل عرضه و تقاضا بهم خورد و این مهمترین عامل نوسانات در بازار بود.

در شرایط طبیعی مبنای قیمت گذاری محصولات ، قیمت تمام شده بعلاوه سود منطقی آنهاست. اما وقتی تعادل عرضه و تقاضا بهم خورد قیمت شیرخام افزایش یافت و همزمان با آن قیمت نهاده ها نیز رو به فزونی گذاشت. از این زمان ، مرحله به مرحله شاهد افزایش دائمی قیمت نهاده ها و قیمت شیرخام بودیم. قیمت شیرخام از 430 تومان در تیرماه 90 به 520 تومان ، سپس  به 630 و بتدریج تا یک هزار تومان و بالاتر از آن رسید. دولت هم با تأخیر طی چندین نوبت با افزایش رسمی قیمت شیرخام موافقت می کرد.

بدلیل وجود نزدیک به 900 برند لبنی در کشور، امکان کنترل قیمت خرید شیرخام شرکت ها میسر نبود و بدلیل کمبود عرضه شیرخام رقابت لبنی کارخانه ها برای دریافت شیرخام بیشتر، از جمله عوامل مهم افزایش قیمت شدید شیرخام بود و این شرایطی را فراهم کرد تا دامداران هم شیر خام خود را به قیمت های بالاتر از حد انتظار بفروشند. این موضوع تا جایی رسید که تعزیرات برای اولین بار برای کنترل قیمت شیرخام وارد این بازار شد و تعدادی از دامداران را به دلیل فروش شیرخام با قیمت های بالاتر از قیمت واقعی به جریمه محکوم کرد.

البته موافق اجرای طرح هدفمندی یارانه ها بودیم و الان آن هم شخصا مخالف توقف اجرای مرحله دوم آن هستم . اما باید به شکل کامل اجرا می شد تا آثار منفی آن کاهش یابد. اینها از جمله عوامل نوسانات بازار شیر بودند.

حسین چمنی مشاور انجمن صنفی صنایع فرآورده های لبنی ایران : اگر از منظر دیگری به اجرای طرح تحول اقتصادی نگاه کنیم می شود به وضوح مشاهده می شود که دولت اولا با سرعتی چند برابر پیش بینی شده در قانون ، خدمات در اختیار خود را افزایش قیمت داد، ثانیا به مردم طبق قانون یارانه نقدی پرداخت کرد و ثالثا بر خلاف روح  قانون که ناظر به شفاف شدن هزینه ها و واقعی شدن قیمت ها بود ، تولیدکنندگان را وادار به تثبیت قیمت وعرضه ارزان  قیمت محصولات کرد.

صنعت شیر کشور در 7 ماهه اول اجرای طرح هدفمندی یارانه ها بیشترین همکاری را با دولت انجام داد و از این رهگذری متحمل زیان بزرگی شد. اولین موافقت دولت با افزایش قیمت فرآورده های شیری 7 ماه پس از آغاز اجرای طرح اتفاق افتاد . دولت پذیرفت که فرآورده های شیری 10 درصد افزایش قیمت داشته  باشد و دلیل آنرا تأثیر اجرای طرح هدفمندی بر ، قیمت تمام شده محصولات ذکر کرد.

همین تأخیر  7 ماهه حدود 360 میلیارد تومان زیان به کارخانه های صنایع تبدیلی وارد کرد. در واقع دولت یارانه شیر راقطع کرد و بجای دولت صنعت شیر کشور یارانه ی سنگینی به مردم پرداخت کرد.

طبیعی است که این وضع قابل تداوم نبود . همه عواملی که جناب آقای باکری به آن اشاره داشتند بعلاوه ورود صنعت به مرحله زیان دهی از دلایل عمده نوسانات قیمتی بوده اند.

* چرا کارخانه ها بدون موافقت دولت قیمت ها را افزایش دادند؟
- 
باکری: مهرماه سال گذشته همایشی را در شهرستان ساری برگزار کردیم و یکی از عمده ترین خواسته های صنعت در آنجا این بود که اصولا تعیین قیمت محصولات لبنی براساس سیستم عرضه و تقاضای بازار باشد ما این موضوع را پیگیری کردیم در اسفندماه سال 90 تفاهم نامه ای را با سازمان حمایت امضا کردیم که قرار بود از بهار امسال در 3 مرحله در ماههای فروردین، اردیبهشت و خرداد سازمان حمایت نظارت عالیه داشته باشد و مسئولیت قیمت گذاری محصولات شیری را به این انجمن و تشکلهای مرتبط بدهد بطوریکه کارخانجات راسا با حضور در انجمن نسبت به آنالیز بهای تمام شده محصولاتشان بپردازند و نهایتا با رعایت کلیه ضوابط سازمان حمایت اقدام به قیمت گذاری و عرضه فرآورده های شیری خود کنند.

براین اساس کارخانجات در انتهای فروردین ماه یعنی بین 15 تا 30 این ماه طی 3 نوبت در انجمن دور هم جمع شدند وقیمت محصولاتشان را آنالیز کردند که ما هم گزارش جلسات را همان زمان به سازمان حمایت انعکاس دادیم و انتظار داشتیم این سازمان براساس توافق نامه ای که امضا کرده عمل کند. پس کارخانجات صنایع لبنی هیچگاه تصور نمی کردند که قیمتها را بصورت خودسرانه در بازار افزایش داده اند بلکه فکر می کردند براساس تفاهم نامه ای که با سازمان حمایت به امضاء رسیده خودشان راسا باید قیمت محصولاتشان را تعیین کنند.

البته این موضوع به عنوان بند دوم قرارداد مورخه 17 تیرماه سال جاری قید شد. البته سرعت اتفاقات در بنگاههای تولیدی و کندی سرعت واکنش در سیستم اداری این چالش را تشدید کرد. دولتمردان نمی توانستند با سرعتی که هزینه های یک واحد تولیدی افزایش می یابد هماهنگ باشند. بعبارتی تولید کننده طی 24 ساعت هر افزایش قیمتی در قیمت تمام شده محصول خود را لمس می کنند. اما تصمیم گیری در سازمان حمایت و یا سایر دوایر دولتی با سرعت 24 ساعته صورت نمی گرفت و هر دوره ما یک ماه و نیم تا 2 ماه تاخیر بین دریافت پالسهای بازار و تصمیم دولت داشتیم وصنایع بر اساس همان ضوابط مورد تایید دولت مجبور به اصلاح قیمت ها بودند که واکنش نسبت به این موضوع درقالب اظهاراتی مبنی بر افزایش خودسرانه قیمت اززبان دولتمردان بیان می شد.

درحالیکه این اظهارات منصفانه نیست و بارها از مسئولان دولتی تقاضا کردیم که این نوع مفاهیم را به کار نبرند چون همیشه صنعت همراه بوده است.

-چمنی: توجه داشته باشید که تولید کننده قبل از اینکه تولید کننده باشد یک مصرف کننده است. صنعت لبنیات شیر خام، مواد اولیه، مواد بسته بندی، انرژی، نیروی انسانی، خدمات حمل ونقل وتجهیزات را می خرد ومحصولی تولید وبه بازار عرضه می کند و حق دارد از سود معقولی هم برخوردار باشد. در این مرحله به عنوان مصرف کننده افزایش هزینه ناشی از افزایش عمومی قیمت ها، تورم ، بالا رفتن قیمت ارز، آثار تحریم و... به تولید کننده تحمیل می شود و آثار آن در افزایش قیمت تمام شده خود را نشان می دهد. بعید است کسی منکر افزایش قیمت ها در بازار و به تبع آن افزایش هزینه تولید باشد.


از سوی دیگر تولیدکننده هیچ ابزاری جز اصلاح قیمت برای جبران این هزینه ها ندارد. اگر دولت با استفاده از قدرتش این ابزار را از دست تولید کننده بگیرد معنایش تحمیل زیان به تولید کننده و نتیجه اش تعطیلی تولید است. ماهم معتقدیم که دولت باید با گرانفروش برخورد قاطعانه داشته باشد، اما متاسفانه این اتهام در زمانی به صنعت لبنیات وارد شد که علیرغم افزایش چند باره قیمت ها، صنعت شیر کشور وارد دوره زیاندهی شده بود که همچنان ادامه دارد.

آیا موضوع کمبود شیر خام اصلا برای شما قابل پیش بینی نبود که برای جبران آن برنامه ریزی کنید؟

 -باکری: در سالهای گذشته شیرخام همیشه یا همپای نیاز صنعت حرکت می کرد یا پیشی می گرفت. ظرف چندسال گذشته همواره شاهد رشدی حدود 8 الی 9 درصد ی در تولید شیرخام در کشور بودیم . من در تمام سالهایی که در این صنعت بودم از سالهای 71 و 72 که برنامه های وزارت جهادکشاورزی و دامداران به ثمر نشست بویژه برنامه های صنایع شیر که در دهه 60 زحت زیادی کشید و سیستم جمع آوری شیر را در سراسر کشور راه اندازی کردواز اوایل دهه 70 به بعد دائما با رشد تولید شیرخام در کشور مواجه بودیم. براساس آمار موجود در حال حاضر در حدود 3.5 میلیون تن شیرخام صنعتی داریم که پیش از انقلاب شاهد چنین چیزی نبودیم.

به هرحال با این عقبه ای که داشتیم هیچ کس تصور نمی کرد با پدیده عدم توازن عرضه و تقاضای شیرخام در بازار مواجه باشیم. درحالیکه بنابه دلائل مختلفی با این پدیده مواجه شدیم.

کمبود شیرخام را از خرداماه سال گذشته لمس کردیم و تا آن زما ن من ندیده بودم که در صنعت یک کسی نتواند شیرخام مورد نیاز خود را تامین کند و ندیدم کسی این موضوع را مطرح کند که ممکن است  در آینده با چنین مشکلی مواجه شویم. دولت هرسال بودجه 200 میلیاردی برای خرید تضمینی شیرخام درنظر می گرفت تا شیرخام روی دست دامداران نماند. دلیلش هم این بود که رشد تولید شیرخام از رشد دریافت این محصول پیشی گرفته بود.

-چمنی: در آن زمان به دلیل تصمیم دولت مبنی بر حذف شیر یارانه ای ، دغدغه همه چگونگی استفاده از شیرخام مازاد بر مصرف بود لذا این پیش بینی نشده بود که ممکن است به این سرعت با کمبود شیرخام در بازار مواجه شویم چراکه همه پالسهایی که از بازار می آمد نشان می داد شیرمازاد برمصرف در بازار وجود دارد.

به هرحال باید مشخص شود که چه اتفاقی افتاد با وجود اینکه 2 میلیون و300 هزارتن شیریارانه ای از بازار حذف شد، به یکباره بازاربا کمبود شیرخام مواجه شد؟ به اعتقاد من این موضوع هوشمندانه برنامه ریزی ومدیریت شد وگرنه نمی توانست حداقل به این سرعت اتفاق بیافتد.
* آقای سلطانی تحلیل شما از بازار شیر و بویژه شیر خام چیست؟

 -سعیدسلطانی سروستانی مدیرعامل اتحادیه سراسری دامداران ایران : در تولید شیرخام بعد از پیروزی انقلاب یک روند روبه رشدی داشتیم. به لحاظ اینکه هم در اصل 43 قانون اساسی و هم فرمایش امام (ره) به این موضوع توجه شده بود. خوشبختانه دربخش کشاورزی علی الخصوص در زیربخش دام وطیور کشور به توفیقات خیلی خوبی دست پیدا کرد. این روند ادامه داشت بطوریکه تا سال 1388 همواره در حدود 8 درصد با افزایش رشد تولید شیرخام در کشور مواجه بودیم.

اما از آن سال به بعد مشکلاتی برای تولید شیرخام و محصولات لبنی بوجود آمد که مهمترین آن عدم اجرای قانونهای حمایتی از طرف دولت بود. یعنی اگر برای شیربه عنوان یک محصول فسادپذیر قانون خرید تضمینی اجرا می شد قطعا این رشد ادامه پیدا می کرد. تعیین قیمت خرید تضمینی محصولات به این معناست که دولت عوامل متعددی که در تولید نقش دارند را مشخص می کند و با یک سود معقول می گوید قیمت تضمینی این کالا در سال مورد نظر چقدر است.

براین اساس دولت اعلام می کند تولیدکننده شما نگران نباش اگرتقاضایی برای دریافت آن محصول در بازار نبود من آن را با نرخ خرید تضمینی خریداری میکنم حتی اگر مجبور شود آن محصول را دور بریزد. با این اقدام دولت از تولیدکنندگان که اساس و زیربنای توسعه اقتصادی در کشور محسوب می شوند حمایت می کند.

اما متاسفانه با وجود چنین قانونی دولت هیچگاه این کار را انجام نداد مگر در برهه زمانی 4 الی 5 ماهه اواخر سال 1387 تا اوایل سال 1388. این اقدام دولت موجب شد بخشی از مشکلاتی که در رابطه با تولید شیرخام و محصولات لبنی بوجود آمد برطرف شود.

اما پایان سال 1388 صنایع لبنی تولیداتی مثل شیرخشک و پنیر که اوایل آن سال تولید شده بود را وارد بازار کرد و با این کار خود صنایع لبنی مشکلات را از اواخر سال 1387 به اوایل سال 1388 منتقل کردند. به هرحال اینجا دولت کوتاهی و اهمال کرد بطوریکه متاسفانه هیچ توجهی به این موضوع نگرد علی رغم اینکه در قانون برنامه چهارم و پنجم پیش بینی کرده بودند که بایستی سرانه مصرف محصولات لبنی 160 کیلوگرم باشد، طبیعتا برای جمعیت 75 میلیون نفری باید ظرفیت تولید شیرخام بالاتر باشد و هم ظرفیت صنایع لبنی. در ارتباط با تولید این ظرفیت ایجاد شد بطوریکه برای تولید بیش از 12 میلیون تن شیرخام پروانه گاوداری در کشورصادر شد که بخشی از آن با سرمایه مردم و بخش دیگری با حمایت دولت در قالب تسهیلات ارزان قیمت فعالیت خود را آغاز کردند. اما با تغییرات مکرر سیاست دولت یا خیلی از این واحدها تعطیل شدند و یا با نصفی از ظرفیت خود کارشان را ادامه دادند.

این واحدها علاوه براینکه نیاز مردم را تامین می کردند، تعداد قابل توجهی اشتغال در کشور ایجاد کرد و حتی زمینه صادرات این محصولات را هم فراهم آورد. بیش از این ظرفیت تولید ظرفیت فرآوری شیر در کشور ایجاد شد.

در قانون باید ابزارهای لازم جهت تحقق اهداف درنظرگرفته شود. نمی توان مردم را مجبور کرد که حتما این 160 کیلوگرم محصولات لبنی را بخرند یا باید مانند خیلی از کشورها دولت به این بخش به عنوان بخش تولید مواد غذایی پرارزش در کشوریارانه پرداخت کند و یا به تولیدکنندگان کمک بلاعوض کند و یا اینکه برای ارتقای سطح مصرف این محصولات در جامعه فرهنگ سازی کند. درحال حاضر در مصرف خیلی از محصولات مضر و مرض آور مثل قند و روغن جزء کشورهای تراز اول دنیا هستیم. درحالیکه در مصرف محصول مفیدی مثل شیر در رده های آخر دنیا قرار داریم. 

از طرف دیگر اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها به کاهش تولید شیر خام در کشور دامن زد. در قانون هدفمندکردن یارانه ها (نه قطع یارانه ها ) قانونگذار طوری پیش بینی کرده بود که به تولید لطمه ای وارد نشود و تولیدکننده و مصرف کننده از مزیتهای این قانون بهره مند شوند درحالیکه متاسفانه این قانون بصورت دقیقی توسط دولت در کشور اجرا نشد.

در ماده 4 قانون هدفمندی قرار نبود به یکباره یاره شیر قطع شود بلکه می بایست یارانه شیر ظرف 5 سال هدفمند می شد. هدفمند هم یعنی اینکه اگر تاکنون یارانه شیر را دولت به مردم می داد الان این یارانه را به تولیدکننده بدهد تا او بتواند با فراغ بال تولیدات خود را انجام دهد، صدمه ای به آن وارد نشود و مصرف کننده هم از مواهب آن بهره مند شود.

دولت بلافاصله در سال اول اجرای قانون هدفمندی رقم 488 میلیارد تومان یارانه شیرخانوار را قطع کرد. این اقدام دولت درحالی انجام شد که در تبصره همین ماده قانون هدفمندی آمده است که دولت حق ندارد میزان اعتبار هرسال را نسبت به سال گذشته کاهش دهد. براین اساس دولت باید رقمی در حدود 500 میلیارد تومان را که ظرف 5 سال در حدود 2500 میلیارد می شد را به این بخش تزریق می کرد تا تولیدکننده و مصرف کننده از مواهب آن بهره مند می شدند اما متاسفانه این کار انجام نشد.

برای سال 90 با رایزنیهای بسیار زیاد این رقم به 700 میلیارد تومان افزایش پیدا کرد . علاوه برآن مجلس در قانون بودجه تصویب کرد 200 میلیارد هم برای آموزش و فرهنگ سازی از بخش دارو و درمان وزارت بهداشت به این بخش اضافه شود. ولی متاسفانه دولت حتی یک ریال از این مبالغ را در این بخش هزینه نکرد.

همچنین براساس این قانون قرار بود 30 درصد درآمد حاصل از هدفمندکردن یارانه ها به بخش تولید کشور اختصاص پیدا کند وبا توجه به اینکه این بخش هم یکی از زیربخشهای تولید در کشور محسوب می شود اما متاسفانه دولت به این قانون هم عمل نکرد.

از سویی دیگر در هرواحد تولیدی مثل دامداری یک ورودی و یک خروجی وجود دارد . یعنی از یک طرف هزینه وجود دارد که شامل 70 درصد هزینه علوفه و نهاده های دامی و 30 درصد هم سایر هزینه هاست که وقتی به هر دلیلی این هزینه ها افزایش پیدا می کند در خروجی تاثیرگذار است. یعنی اگر خوراک ارزان به دام داده شود به تبع قیمت تمام شده محصولات هم کاهش پیدا خواهد کرد و اگر خوراک دام گران به دام داده شود طبیعتا این موضوع بر روی قیمت محصولات تاثیر مستقیم خواهد گذاشت و موجب گرانی آنها خواهد شد.

اگر به این موضوع بی توجه باشیم و بگوئیم کاری به ورودی نداریم و بجای اینکه علت و معلول را با هم ببینیم علت را فراموش کنیم به معلول بچسبیم. یعنی نمی توانیم بگوئیم ما کاری نداریم به اینکه نهاده جویی که تا چندماه پیش کیلویی 300 تومان دامداران می خریدند الان باید کیلویی 600 تومان خریداری کنند و باید شیرخام خود را مثلا کیلویی 500 تومان به صنایع لبنی عرضه کنند. به هرحال بی توجهی به این دسته از عوامل که تاثیر زیادی بر قیمت تمام شده محصولات دارد بی انصافی است.

یا درموضوع حمل ونقل قرار بود پس از اجرای قانون هدفمندی حداکثر 20 درصد به هزینه های حمل ونقل اضافه شود درحالیکه بعد از یک یا 2 ماه که از اجرای قانون هدفمندی گذشت 60 درصد به هزینه حمل و نقل اضافه شد و کسی هم پاسخگو نیست.

عوامل دیگری هم تاثیرگذار بودند، مثلا وقتی بنزین گران شد مامور تلقیح مصنوعی و دامپزشک هزینه خود را افزایش دادند. حجم زیادی از خوراک دام که به دامداریها می آید وقتی با 60 درصد افزایش هزینه ها مواجه شده است دامدار هم مجبور می شود به نحوی این هزینه را جبران کند. بعبارتی هزینه دامداران هم در 70 درصد قیمت علوفه و نهاده های دامی و هم در 30 درصد هزینه های جانبی افزایش یافت. مثلا قرار بود هرلیتر گازوئیل با قیمت 165 ریال در اختیار تولیدکنندگان قرار بگیرد اما متاسفانه درعمل همان گازوئیل لیتری 350 تومانی مصرف کردند واین هم یکی دیگر از هزینه های تحمیل شده به تولیدکنندگان بود.

با این شرایط دولت بجای اینکه تاج افتخار بر سر دامداران بگذارد اقدام به برخورد تعزیراتی با آنان کرد. امروز با وجود اینکه در تولید شیرخام مشکل داریم باز داریم به اندازه تقاضا شیرخام را تولید می کنیم نه به اندازه نیاز. نیاز اگر براساس قانون 160 کیلوگرم باشد باید الان بیش از 11 میلیون تن شیر داشته باشیم. درحال حاضر تقاضا به هر دلیل پائین تر از نیاز است ولی به همان میزان شیر عرضه می شود.

البته بحث صادرات محصولات لبنی کمک کرده که مقداری فشار از روی کارخانجات برداشته شود و بتوانند مقداری از تولیدات خود را خارج کنند.

-چمنی: دو نکته لازم است توضیح داده شود. اول اینکه شیر به اندازه نیاز کارخانه ها وجود نداردو از سال گذشته کارخانه های بزرگ کشور کاهش دریافت داشته اند.البته میزان صادرات هم نسبت به گذشته تفاوتی چندانی نداشته است.

-سلطانی: چرا تفاوتی نداشته بلکه امروز دوبرابر شده است. از سازمان گمرک من سئوال کردم.

-چمنی: ارزش ریالی صادرات نسبت به سال گذشته 51 درصد افزایش داشته که بخش عمده آن بخاطر افزایش قیمت ها بوده است. طی شش ماهه اول سال 91 صادرات لبنیات 150 هزارتن بوده که از نظر وزنی تنها 26 درصد افزایش داشته است. بخش مهمی از افزایش صادرات هم مربوط به افزایش 89درصدی صادرات بستنی بوده است.اگر میزان 150 هزار تن صادرات را به شیر خام تبدیل کنیم تنها کمتر از ده درصد تولید کشور صادر شده که در همان حدود تجارت بین المللی این صنعت در جهان است. 

-سلطانی: باید همه چیز با هم بخواند. یعنی وقتی در تولید رشدی نداریم پس صادرات ما هم باید منتفی بشود. یعنی میزان صادرات هم باید به میزان افت تولید کاهش پیدا کند اما متاسفانه چنین چیزی را از صنایع لبنی ندیدیم. کارخانجات تولید شیرخشک را شما جزء کارخانجات تولید فرآورده های لبنی به حساب نمی آورید درحالیکه براساس گزارشهای گمرک 2500 تن شیرخشکی در 6 ماهه نخست امسال صادر شده است.

-علیرضاعزیزاللهی مدیر بخش شیرخام و امور مجتمع‌های شرکت صنایع شیر ایران : این شیرخشک شیرخشک کودک است نه شیرخشک صنعتی و شیرخشک کودک در حدود 40 درصد را به خود اختصاص می دهد نه بیشتر. پس نمی توانیم مستقیما آنرا به صادرات محصولات لبنی مرتبط کنیم. ضمن اینکه سال گذشته اصلا شیرخشک صنعتی مازاد بر مصرف بازار نداشته ایم که بخواهیم آنرا صادر کنیم.

-سلطانی: به هرحال وقتی هزینه های تولید بالا رفت تعادل میان هزینه های ورودی و خروجی برهم خورد و دولت هیچ حمایتی از دامداران نکرد تا دامدار متضرر نشود. علوفه را رها کردند. با ارز مرجع کالا وارد کشور شد و با افزایش قیمت دلار در بازار در حدود 100 تومان روی قیمت علوفه و نهاده های دامی رفت. هیچکس به این موضوعات توجهی نکرد و دولت بجای پشتیبانی از تولید دامداران را تعزیراتی کرد و زیانهای مختلفی به دامداران وارد شد.

با توجه به قوانینی مانند قانون افزایش بهره وری مشاهده می کنیم که هنوز دولت براساس این قانون مابه التفاوت قیمت محصولات کشاورزی از جمله شیر و لبنیات در تابلوی بورس و نرخ خرید تضمینی را به تولیدکنندگان پرداخت نکرده است.

-سعیدسلطانی سروستانی مدیرعامل اتحادیه سراسری دامداران ایران: یک کوتاهی دیگر از طرف دولت در رابطه با دامداران انجام شد. به عنوان مثال زمانیکه تعزیرات به سراغ دامدار رفت از او نپرسید که قیمت تمام شده شیر چقدر است؟ در حالیکه درقانون افزایش بهره وری دولت مکلف شده است که هرساله قیمت تضمینی برای شیرخام تعیین کند. در ماده 33 می گوید تولیدکننده بخش کشاورزی می تواند کالای خود را از طریق تابلوی بورس عرضه کند و چنانچه قیمت روی تابلوی بورس کمتر از قیمت تضمینی که از سوی دولت تعیین شده است، بود دولت باید اختلاف قیمت آنرا بپردازد درحالیکه در عمل چنین اتفاقی نیفتاد.

این اقدام اعتماد تولیدکنندگان را از دولت سلب کرده است. در شرایط امروز تولید تبدیل به یک قمار بزرگ شده است که اگر به آن توجه نشود قطعا علاوه بر تولیدکننده به همه جامعه آسیب وارد خواهد شد. چون این موضوع عوارض اجتماعی بسیار زیادی دارد .مثلا اگر یک تولیدکننده نتواند بدهی خود را بپردازد باید برود زندان و معلوم نیست زن و بچه این شخص بعد از این اتفاق چه سرنوشتی خواهند داشت و هیچ کس به این مسائل در کشور توجه نمی کند.

 اگر فرض براین کنیم که از یک میلیون و 30 هزار راس گاو و گوساله هلشتاین ثبت شده که ماهیانه از آن رکورد می گیرند و بطور مثال می گویند الان رکورد این گاو بالای 9 تن است و حدودا بیش از پانصدهزار راس از این گاو الان گاو مولد است رکورد تولید ما برای همین گاوها در حدود 4.5 میلیون تن است نه 3.5 میلیون تنی که آقای باکری گفت. این آماری است که در رایانه ها ثبت است.

 -علیرضاعزیزاللهی مدیر بخش شیرخام و امور مجتمع‌های شرکت صنایع شیر ایران : رکوردی که اعلام می کنند برای بهترین گله های کشور است. گله هایی که تحت پوشش ثبت و رکورد استاندارد قرار دارند بهترین گله های کشور هستند. براین اساس میانگینی که مرکزآمار اعلام می کند برای این گاوها 9 تن است ،میانگین کل کشور نیست و قطعا رقم پائین تر از آن است.

 -سلطانی: درحال حاضرهرکسی در کشور یک آماری ارائه می کند. درجلسه ای که با مسئولان مرکز آمار داشتیم آنها گفتند تعداد کارخانجات صنایع لبنی چقدر است که من گفتم می گویند در حدود 500 و اندی است. گفتند 80 تا 90 عدد آنها بزرگ هستند که تحت پوشش انجمن قرار دارند. در همین حال به اسماعیلی رئیس اتحادیه صنایع لبنی زنگ زد و این سئوال را از او پرسید که اسماعیلی گفت در حدود 800 کارخانه لبنی در کشور وجود دارد که بین 500 تا 550 عدد از آنها فعال هستند و مابقی تعطیلند.

 بعد از او پرسید هرکدام از آنها بطور متوسط چقدر شیر تولید می کنند؟ که اسماعیلی هم جواب قشنگی داد و گفت اگر دارایی به سراغشان برود می گویند 3 تن و اگر بخواهند شیرخشک بدهند می گویند 30 تن.

 -عزیزاللهی: این اشکال واقعا وارد است و من کاملا آنرا قبول دارم اما به نظر من کاری که مرکز آمار می کند به مراتب دقیقتر از کار معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی است. درحقیقت ما مبنای آنالیز درستی نداریم ،ولی با این وجود برآوردی که در مرکز آمار ایران انجام می شود نسبت به کار معاونت اموردام مستندتر، علمی تر  وقابل قبول تر است.

 -سلطانی: قبل از اینکه شیریارانه ای حذف شود دریافت شیرخام صنایع لبنی در حدود 5 میلیون 800 هزارتن بوده است الان در حدود 300 هزارتن کاهش یافته است. یک رقم 2 میلیون و 400 هزارتنی شیریارانه ای داشتیم که البته من این میزان را قبول ندارم چراکه شاید نصف این شیریارانه ای به بازار می آمد و عده ای فقط برای یک میلیون و200 هزارتن آن فقط یارانه اش را دریافت می کرده اند و کلاه سر مردم بیچاره میگذاشتند.

 یعنی در حدود یک میلیون تن شیر از گردونه خارج شده است.  بعبارتی اگر این یک میلیون تن را از این 5 میلیون و 800 هزارتن کم کنیم باید الان صنایع لبنی در حدود 4 میلیون 800 هزارتن شیرخام را دریافت کنند. درحالیکه الان صنایع لبنی شیر بیشتری دریافت می کنند.

 یک موضوع دیگری که در این رابطه وجود دارد خودمصرفیهاست. درحال حاضر واحدهای تولید شیرخام سنتی به شدت در کشور افزایش پیدا کرده اند.  به عنوان مثال در خیابان ستارخان نبش خیابان دریانو یک تانکر 10 تنی شیر از یزد می آید و ملت هم در صف ایستاده اند وشیر دریافت می کنند. قیمت شیر در اینجا تا پیش از عید نوروز 1100 تومان بود ولی الان 1300 تومان شده است.

 بنابراین میزان شیری که درکشور تولید می شود بسیار بالاست و فقط نباید همان شیری که کارخانجات صنایع لبنی دریافت می کنند را در نظر بگیریم. شاید صنایع لبنی بخواهد با کم جلوه دادن آمار تولید شیر در کشور دوباره بخواهد برای مصارف خود واردات شیرخشک را از سر بگیرد در حالیکه نباید این کار را انجام داد.

 آمار مرکز آمار میزان شیری است که نقدا درب کارخانجات تحویل می شود. ضمن اینکه در حدود 700 هزارتن شیرخشک در سال جذب می کنند که اگر آن هم به رقم 5 میلیون و 800 هزارتن اضافه شود در حدود 6 میلیون و 300 هزارتن محاسبه می شود که آمار مرکز آمار است. پس با این کار ما هم خودمصرفیها را نفی می کنیم و هم می گوئیم واحدهای سنتی تولید شیرخام در کشور وجود ندارد.

 اگر دولت کاری کند که توان خرید مردم بالا برود آنوقت صنایع لبنی به کمبود واقعی خواهند رسید. اینکه کارخانجات الان با ظرفیت ناقص کار می کنند طبیعی است. اینکه ممکن است کارگر زیادی داشته اند و اخراج کرده اند و تامین اجتماعی جریمه کرده است و یا اینکه آنها را نگهداشته اند و هزینه سربارشان روز به روز بالاتر می رود درست است. ولی بطور کلی باید در ارتباط با اعلام آمارها باید دقت بیشتری کنیم.

 بنیاد مستضعفان به عنوان بزرگترین تولیدکننده شیرخام در حدود 750 هزارتن شیرتولید می کند و نسبت به سال گذشته 11 درصد افزایش تولید داشته است. در این واحدهای صتعتی که یک راس گاو شناسنامه دار 100 درصد خالص را که الان در حدود 5 میلیون تومان قیمت گذاری می کند هیچگاه آنرا به کشتارگاه نمی فرستد و طبیعتا در چنین واحدهایی افزایش تولید شرخام هم داشته ایم.

 واحدهای نیمه صنعتی یا سنتی مان هم یا کاهش داشتیم یا تعطیل شده اند. به عنوان مثال 30 درصد دامداریهای واقع در فشافویه تعطیل شده اند. اینها را باید در کنار هم ببینیم. همانطور که قبلا گفتم تا پایان سال 1388 رشد 8 درصدی تولید شیرخام داشته ایم و تاپایان سال 1389 رشد که نداشته ایم هیچ بلکه 3 درصد هم کاهش داشته ایم. در سال 90 هم مجموعا نه کاهش تولید شیرخام داشته ایم و نه افزایش.

عزیزاللهی: سال گذشته در اکثر گاوداریها افزایش نرخ خوراک دام موجب شد میانگین رکورد در گله ها تغییر کند. یعنی ما رکورد 39 و 40 کیلو در گله ها زیاد داشتیم. ولی برای اینکه دامدار از میانگین 30 کیلو به 40 کیلو برود مجبور بود خوراک غنی و پرپروتئین مصرف کند که قیمتش در بازار بسیار بالا بود. با این حال دامدارها عمدا میانگین تولید شیر گله را از 36 کیلو را به 30 کیلوگرم رساندند.

درحقیقت دامدارها با کاهش رکورد تولید شیر گله هایشان می خواستند هزینه هایی که برآنها تحمیل شده است را به نوعی مدیریت کنند. یک اتفاق دیگری هم افتاد. همیشه قیمت شیر منطقی تر از قیمت گوشت بود. بنابراین در گله های اصیل ما علی رغم وجود گاوهای شیری گاوهای کم تولید هم نگهداری می شد بطوریکه میانگین رکورد آنها در حدود 15 کیلوگرم بود و دامداران آنرا نگه می داشتند. چون قیمت شیر بیشتر از گوشت بود.
درحالیکه الان قیمت تلیسه کمتر از قیمت گاو گوشتی است. قیمت گوشت به قدری بالا رفته که دامداران شروع به حذف دامهای کم تولید خود کردند. در حال حاضر محدوده رکورد تولید شیر کف 25 کیلوگرم است و سقف آن هم 33 کیلوگرم است  و کمتر یا بیشتر از این میزان اصلا توجیه اقتصادی ندارد. درحقیقت از دوطرف کاهش تولید داریم. مجموعه این اقدامات موجب شد که تولید شیر در گاوداریهای صنعتی هم کاهش پیدا کند.

البته بخشی از این موضوع هم به اجرای قانون هدفمندکردن یارانه ها بازمی گردد. بطوریکه با اجرای این طرح یک نوع تنبلی در قشر روستایی کشورمان بوجود آمد. با توجه به مطالعاتی که در 28 دهستان سراسر کشور داشتیم مشخص شد که تولید شیرخام بعد از اجرای قانون هدفمندی در این مناطق نسبت به سال قبل در حدود 16 درصد کاهش داشته است.

همیشه نسبت جذب شیر از دامداریهای سنتی 50 درصد بود. درحالیکه الان این میزان به حدود 35 درصد رسیده است. دلیل این موضوع هم این است که این مراکز از دامداریهای کوچک روستایی شیر جمع آوری می کردند و وقتی دامداریهای سنتی روستایی میزان تولیدشان کاهش پیدا کرد دیگر مراکز جمع آوری شیر نتوانستند شیرآنها را جذب کنند. کاهش میزان دریافت و عرضه شیر خام مراکز جمع آوری شیر بخوبی گویای کاهش تولید شیرخام در کشور است.

به هرحال این عوامل را وقتی کنار هم می گذاریم متوجه می شویم که میزان تولید شیرخام در کشور به شکل چشمگیری کاهش یافته است اما با این حال نمی توانیم آمار دقیقی ارائه بدهیم که چند درصد کاهش داشته ایم. امیدواریم مرکز آمار با اتخاذ روشهای علمی اقدام به آمارگیری دقیق در رابطه با این موضوع کند تا کاملا مشخص شود تولید شیر در کشور به چه میزانی کاهش یافته است و نهایتا دولت برمبنای این آمار و اطلاات مستند در این بخش سیاستگذاری کند تا به تولیدکنندگان آسیب وارد نشود. از سویی دیگر تقاضای مردم هم افزایش یافته است.

* آقای سلطانی،  صنایع تبدیلی معتقدند دامداران هرگز به قیمت های مصوب دولت برای شیر خام متعهد نبوده اند. آیا شما به توافق اخیر پایبند خواهید ماند؟
 -سلطانی: اگر بگوئیم 12.5 میلیون تن ظرفیت تولید شیرخام در کشور وجود دارد که درحال حاضر فقط در حدود 6 میلیون تن شیرخام تولید می شود در حدود 6 میلیون تن ظرفیت خالی برای تولید شیرخام در کشور وجود دارد.

 درحال حاضر قیمت تمام شده هرکیلوگرم شیرخام برای دامدار در حدود 1100 تومان است درحالیکه ما قبول کردیم در ازای دریافت نهاده ارزان قیمت یارانه ای از شرکت پشتیبانی امور دام هرکیلوگرم ازاین شیر را با قیمت 930 تومان درب کارخانه صنایع لبنی عرضه کنیم. امروز کارخانجات حق ندارند بیشتر از 930 تومان هرکیلوگرم شیرخام را از دامدار بخرند و از سویی دیگر دامدار هم حق ندارد بیشتر از این قیمت شیرخام خود را به کارخانجات تولید فرآورده های لبنی عرضه کند.

 البته درصورتیکه دولت نهاده های ارزان قیمت در اختبار دامداران بگذارد. کارخانجات هم پول شیرخام دامداران را هم نقدی پرداخت کنند نه اینکه یک چک دو ماهه برای دامدار صادر کنند. درحالیکه الان اختلاف قیمت نهاده در بازار آزاد با قیمت نهاده ای که تامین می شود در حدود 170 تومان است.

 با توجه به اینکه باید درحدود 190 گرم سویا در جیره غذایی دام وجود داشته باشد اما بدلیل افزایش قیمت و کمبود این نهاده در بازار 190 گرم سویا را در جیره غذایی دام استفاده نمی کنیم. 190 گرم سبوس هم استفاده نمی کنیم. 245 گرم ذرت و جو هم استفاده نمی کنیم.

 -عزیزاللهی: البته ما با آقای سلطانی در مورد قیمت تمام شده شیر خام اختلاف داریم. براساس آنالیزی که برای جیره غذایی یک راس گاو شیری وجود دارد تاثیر این اقلام در قیمت کنستانتره در حدود 7 درصد و تاثیر آن در قیمت یک کیلوگرم شیرخام در حدود 4.5 درصد است نه بیشتر.

 -سلطانی: درحال حاضر اتحادیه مازاد برمیزان مورد نیاز دامدار به کنستانتره برای تولید یک کیلوگرم شیر نهاده ارزان قیمت می دهد. اختلاف قیمت نهاده هایی که به دامدار می دهیم با قیمت این نهاده ها در بازار آزاد در حدود 170 تومان است. به دامداران گفتیم بجای اینکه شیرشان را به دلالها بدهند و ماهیانه 3 درصد از آنها سود دریافت می کردند. اتحادیه ان روند را حذف کرده است.

 یعنی برای خریدیک کیلوگرم سویای 900 تومانی که دامدار می بایست ظرف مدت 2 ماه 6 درصد سود به دلال می داد به عبارتی 5400 تومان سود به دلال می دادند درحالیکه با قرارداد جدید دامداران نه تنها سودی به دلالها پرداخت نمی کنند بلکه هم اکنون شیرخود را پیش فروش می کنند چون قبلا 2 تا 3 ماه پول شیرخود را دریافت می کردند.

 الان با دامدارها صحبت کردیم گفتیم چک کارخانه را به شرکت پشتیبانی امور دام بدهد و برای یک ماهشان علوفه بگیرند بطوریکه از پول شیرشان 2 ماه دیگر کم شود. بخاطر همین می گویم دامدار حق ندارد بیش از 930 تومان شیرخامش را به صنایع لبنی عرضه کند.

 در این قراداد کارخانجات باید شیر را بصورت نقدی از دامداران خریداری کنند. حالا اگر دامدار با کارخانجات تفاهم کند می تواند پولش را 2 ماه دیگر بگیرد از آن طرف هم کارخانجات کمی چشم خود را بر روی بار میکروبی شیرخام دامدار ببندند تا با یکدیگر بتوانند کار کنند. جایزه چربی هم امروز برای دامدار توجیه اقتصادی دارد ، یعنی اگر یک ماده ای استفاده کرد که کیفیت خوراک خود را بالا ببرد می داند که تفاوت بین شیر4درصد چربی و 3.2 درصد چربی در حدود 80 تومان است. پس ارزش دارد که در کیفیت غذای دام خود تغییراتی ایجاد کند تا بتواند از مزیت آن استفاده کند.

 نادیده گرفتن اختلاف قیمت تمام شده 1100 تومانی با قیمت 930 تومانی کمک به مصرف کننده است و تلاش می کنیم در مرحله بعد این موضوع را تثبیت کنیم و سپس اگر توانستیم در مرحله بعدی قیمت را کاهش دهیم.

 -عزیزاللهی: این طرح بسیار خوبی است اما به شرط آنکه اجرا شود. اما به نظر من دامداران از این طرح استقبال نخواهند کرد.

-چمنی: با توجه به اینکه کار دامداری نسبت به کار تولید فرآورده های لبنی کاری به مراتب سخت تر است؛ لذا صنایع لبنی دوست دارند که دامدارها هم سود ببرند اما یک حاشیه سود منطقی که به صنایع لبنی هم لطمه ای وارد نشود. با این وجود دامداران براساس تفاهم نامه ای که دارند هنوز شیرخام خود را کیلویی 930 تومان به صنایع لبنی عرضه نمی کنند. هم اکنون دامدارها باقیمت 1100 تومان  شیرخام خود را به کارخانجات صنایع لبنی می فروشند.

 -سلطانی: دامدار بطور طبیعی نمی تواند بلافاصله قیمت شیرخام خود را کاهش دهد بلکه برای اینکه متضرر نشود حداقل باید 20 روز بعد از انعقاد قرارداد به مفاد آن عمل کند.

 اتحادیه به دامدارانی که قرارداد بسته اند نهاده ارزان قیمت می دهد و اعلام هم کرده ایم که وزارت صنعت، معدن و تجارت و شرکت پشتیبانی اموردام به تعهدات خود در رابطه با دامداران عمل کند تا این روند ادامه داشته باشد که خوشبختانه آنها براساس توافقات فی مابین به تعهدات خود عمل می کنند و نهاده ارزان قیمت را در اختیار اتحادیه می گذارند و اتحادیه هم آنرا بین تولیدکنندگان در سراسر کشور توزیع می کند.

 البته هنوز با دامداران استانهای خراسان رضوی، اصفهان، البرز و قم قراردادی در این زمینه منعقد نکرده ایم ولی دامداران سایر استانها به مفاد این مصوبه پایبند هستند و شیرخام خود را با قیمت 930 تومان عرضه می کنند. در استان تهران هم درحال انعقاد قرارداد با دامداران هستیم.

 -عزیزاللهی: یعنی اتحادیه سراسری دامداران هنوز با دامداران استانهای اصلی کشور که بزرگترین واحدهای صنعتی دامداری را دارند قرار داد منعقد نکرده است و آنها حق دارند به هرقیمتی که می خواهند شیرخام خود را به کارخانجات صنایع لبنی عرضه کنند.

 -سلطانی: قیمت تمام شده یک کیلوگرم شیرخام در حدود 1100 تومان است ضمن اینکه دامدارها 3 شیفت کاری فعالیت می کنند درحالیکه کارخانجات صنایع لبنی از زمانیکه محصولشان فرآوری بشود تا زمانیکه محصولاتشان به دست مصرف کننده برسد در حدود 40 درصد سود برای محصولات خود منظور می کنند. از این میان فقط 17 درصد کارخانجات صنایع لبنی سود می برند.

حسین چمنی مشاور انجمن صنفی صنایع فرآورده های لبنی ایران : مشخص نیست برآورد آقای سلطانی از چه مرجعی بدست آمده است، اما روشن است که کاملا اشتباه است. صنایع تبدیلی حسابرسی رسمی می شوند و تعدادی از آنها در بورس حضور دارند. تراز مالی همه آنها حاکی از سود حدود 3 درصدی سال گذشته وزیان حدود یک درصدی سال جاریست. در نقطه مقابل برآوردهای کارشناسی نشان می دهند که قیمت 930 تومانی که برای شیر خام در نظر گرفته شده حداقل 15 درصد سود برای دامداران درپی دارد که البته حق آنان است. اما حباب موجود در قیمت شیر خام سود 40 درصدی را نصیب دامداران می کند که در شرایط فعلی به مصلحت نیست و نتیجه آن منجر به زیان صنایع و فشار بر مردم شده است.
 -عزیزالهی: آقای سلطانی این موضوع را قبول دارید با توجه به قیمت گوشت، قیمت تلیسه، گاو و گوساله نر هزینه  پشت گله از محل درآمد آن تامین می شود؟

 -سلطانی: این صحبتی که می کنید همیشگی نیست و مقطعی است.

 -عزیزاللهی: اگر بپذیریم که هزینه پشت گله از محل درآمد آن تامین شود فقط هزینه دام مولد می ماند. با توجه به اینکه 70 درصد هزینه های یک دامداری مربوط به علوفه و نهاده های دامی است اگر یک گاو شیرده مولد برای تولید 10 کیلوگرم بخواهیم جیره اش را تنظیم کنیم باید 13.5 کیلوگرم کنستانتره با قیمت هرکیلوگرم 950 تومان،  3کیلوگرم ذرت علوفه ای با قیمت هرکیلوگرم 150 تومان، 4.5 کیلوگرم یونجه بدهیم با قیمت هرکیلوگرم 650 تومان و...

 الان دامداران با توجه به افزایش قیمت گوشت قرمز در بازار می توانند هزینه پشت گله را از محل درآمد آن تامین کنند درحالیکه قبلا نمی توانستند این کار را انجام دهند.

 -سلطانی: به هرحال دامدرانی که با اتحادیه قرارداد دارند موظفند که شیرخام خود را باقیمت 930 تومان به کارخانجاتی صنایع لبنی تحویل دهند ولی هزینه های دیگر به شما ارتباطی ندارد. به هرحال اگر دامداران شیرخام خود را گرانتر از 930 تومان دادند شما نخرید.

 

منبع : خبرگزاری مهر

آخرین به روز رسانی سه شنبه, 02 آبان 1391 14:29

نوشتن دیدگاه


آمار بازدید سایت

2673150
امروزامروز75
دیروزدیروز941
این هفتهاین هفته3774
این ماهاین ماه33262
آمار کلآمار کل2673150
کاربران وارد شده: 0
مهمان: 33
شما اینجا هستید:   خانه اخبارگزیده اخبار خبرگزاری هاسود دامداران بیشتر است یا صنایع لبنی؟

طراحی و اجرا توسط شهرام عطریان